![]() |
![]() |
|
| کوهنوردي - سنگنوردي |
|
مدتها بود که به همنورد عزیزم آقای مهدی ساقی قول یک برنامه مشترک را داده بودم. به پیشنهاد ایشان برای روزهای تعطیل قبل از عاشورا و تاسوعا تصمیم به اجرای یک برنامه فشرده و سنگین گرفتیم. پیشنهادهای زیادی مطرح شد و حتی خود من نیز در انتخاب محل اجرا مشکل زیادی داشتم. تصمیم گیری در این مورد را تا دیدار حضوری به تعویق انداختیم. ساقی به اتفاق همسرش سرکار خانم احمد زاده و آقایان پیمان آذرخش، امیر قهرمانی و علی اسکندری به قم آمدند. شب را با هم گذراندیم و بالاخره پس از بررسی شرایط و امکانات صعود به قله شیرکوه یزد را به سرپرستی و راهنمایی مهدی عزیز انتخاب کردیم. از قم نیز من و همسر خانم مهری امینی باتفاق محمد موسوی راهی یزد شدیم. ساعات اولیه صبح روز جمعه براه افتادیم و زمان تقریبی برای رسیدن به یزد را 5 ساعت در نظر گرفتیم که با یک ساعت تاخیر، ساعت 1۳:30 به یزد و سپس با عبور از آن به تفت و سرانجام به ده بالا رسیدیم. بعد از صرف ناهاری مختصر و مهیا کردن کوله ها ساعت 14:۳0 از روستای ده بالا به سمت پناهگاه شیرکوه حرکت کردیم. عبور از دره هاي پر شيب مسير بالاخص دره نجیب، با کوله هایی سنگین کاری بس دشوار بود و همین عامل باعث شد تا نتوانیم قبل از تاریکی هوا به پناهگاه برسیم. ساعت 18:30 بود که بالاخره پس از ساعتها کلنجار رفتن با مسیر و دره هاي صعب العبور آن موفق شدیم تا به پناهگاه هاي شيركوه رسیده و سریعا برای رفع خستگی بساط شام و استراحت را مهیا سازیم. براي شب ماني ما پناهگاه بزرگتر را انتخاب كرديم. دو نفر از همنوردان نيز به علت فشار زياد مسير و سنگيني كوله بار، تعريق زيادي داشتند كه پس از رسيدن به پناهگاه و توقف فعاليتشان به سرعت دماي بدنشان كاهش يافت. آنها پس از تعويض لباس و خزيدن به درون كيسه خوابهايشان سعي كردند اين مشكل را به سرعت بر طرف كنند ولي متاسفانه از قسمت اصلي داستان كه همان شام شب بود باز ماندند. آقای موسوی از یزد مقداری جوجه تهیه کرده بود که با زحمت فراوان و امکاناتی کم موفق شدیم خوراکی لذیذ برای خود آماده سازیم، ولي بعضی ها به علت خستگی و خواب آلودگی خواب درون كيسه خواب را بدان ترجيح داده و موفق به خوردن آن نشدند!؟! امير و پيمان عزيز هم مقداری از انواع مختلف سوپ و خوراکی های دلچسب آورده بود که از آن هم بی نصیب نماندیم. ساعت 21 اکثر دوستان به داخل کیسه خوابهای خود رفتند و ساعت 5 صبح براي بیدارباش اعلام شد. يك ساعت پس از مستقر شدن ما در پناهگاه يك تيم مشهدي وارد پناهگاه شد كه با توجه به ظرفيت محدود آن تصميم گرفتند تا از پناهگاه فلزي مجاور پناهگاه عايق بندي شده ما اتراق كنند. هر چند كه هر دو پناهگاه افراد را از معرض سرما و طوفان به خوبي محافظت مي كند ولي به دليل خوش ساخت بودن پناهگاه سيماني و عايق كاري شده تازه ساز، نسبت به پناهگاه فلزي ارجحيت دارد. تقریبا اکثر افراد تیم خواب نسبتا خوبی داشتند ولی به دلیل نامعلومی چند نفر من جمله خودم نیمه های شب در خواب احساس کمبود اکسیژن شدید کرديم! ساعت ۲۳ درب پناهگاه به صدا در آمد و دو نفر از همنوردان مشهدي به جمع ما اضافه شدند و با توجه به اينكه همه در خواب به سر مي بردند سر صو صداي كم آنها باعث بي خوابي برخي گرديد. ساعت 5 همه از خواب بیدار شدند و پس از صرف صبحانه ای مختصر و آماده کردن کوله های صعود، ساعت 6:00 به سمت قله عازم شدیم. قله شیرکوه یزد همانند دیگر قلل نیست. مسیری با شیب ملایم دارد که به سطحی شیب دار منتهی می شود و در حقیقت شما چیزی به نام نوک کوه و یا قله را در ظاهر آن نمی یابید. در نوبه خود تجربه جدیدی بود. همچنین تجربه طلوع آفتاب و خودنمایی قلل مجاور (طزرجان، برف خانه) بر زيبائي ها صعود مي افزود. بر روی یال صعود نیز باد سردی می وزید که برودت هوا را تقریبا به20- درجه رسانیده بود، به حدی که حتی برای گرفتن عکس فرصت زیادی نداشتیم و باید به سرعت طی مسیر می نمودیم. البته با طلوع آفتاب که نور گرمی داشت و همچنین مساعدت هوا که در آنروز صاف بود این مشکل کم کم بر طرف شد. ساعت 11:30 بود که پنج نفر از اعضاء تیم (آذرخش، قهرمانی، امینی، موسوی، رزاقی) بر روی قله پا گذاشتند. یک تیم مشهدی نیز با نیم ساعت فاصله از ما دومین تیم صعود کننده در آنروز به قله شیرکوه بود. پس از گرفتن چند عکس یادگاری به سرعت به سمت پناهگاه بازگشتیم. ساعت 13:00 به پناهگاه مراجعت کردیم و پس از خوردن کمی تنقلات و میوه برای استفاده از نور روز سریعا به پائین بازگشتیم. ساعت 16:00 به محل توقف وسایل نقلیه رسیدیم و پس از تعویض لباسهایمان به سمت روستا به راه افتادیم. در آنجا به حسینه ده بالا رفتیم که محل برگزاری مراسم عزاداری روز عاشورا بود. پس از اتمام مراسم اهالی روستا با خورشت قیمه گرمی از ما پذیرایی نمودند. پس از تناول نذری به سمت یزد براه افتادیم تا مهدی عزیز به خدمت یکی از دوستانش رسیده و ما نیز به خداحافظی از این جمع صمیمی به سمت قم براه افتادیم. پی نوشت:
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم دی 1388ساعت توسط حامد رزاقي |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
کوه زندگی به من داد.
کوه نجواهای مرا شنید. سبلان سرآغازی نو برایم شد. دماوند خواستگاه قلبم شد. به کوه و کوهنوردی مدیونم، با این عشق تا آخر خواهم ماند. در این راه، ای دوست تو یاریم ده، ... . ------------------------------------------- من حامد رزاقی، کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی - دانشجوی IT پیام نور - علاقه مند به کوهنوردی «1378»، سنگنوردي «1383»، پینت بال «1386» ،. . مدرس درجه 3 کوهپیمایی «1384» - مسئول کمیته صعودهای ورزشی استان قم از سال 86 - سرپرست گروه وتوس «86-87» - موسس گروه كوهنوردي البرز قم ‹‹1387›› - مسئول کمیته فنی گروه کوهنوردی البرز قم، موسس و نویسنده وبلاگ های: گروه البرز - گروه وتوس - سنگنوردان قم -------------------------------------------- کارنامه صعودها: دماوند(4)- علم کوه(2)- سبلان(1)- کهار(5)- توچال و کوههای شمال تهران(37)- شاه البرز(1)- الوند همدان(4)- گل زرد(1)- مهرچال (1) - آزادکوه(1)- سیالان(1)- کرکس(4)- برف خانه(1)- برف انبار(22)- درفک(1)- سبحان ترکیه(1)- لجور(2، یکبار از مسير تنوره)، گشایش چند مسیر اسپورت و بلند در اطراف قم و منطقه سنگنوردي جاسب،... براي تماس لطفا به اين آدرس ها پيام هاي خود را ارسال نمائيد: hamed.razzaghi.58@gmail.com or hamed_razzaghi@yahoo.com شماره تماس: 09372526581 |
| پیوندهای روزانه |
|
تا همیشه ایران سرای جاودان گروه کوهنوردی البرز قم آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
نوشته ها، نامه ها مقاله، پایان نامه، نوشته های مرتبط گزارش برنامه مطالب جالب (آموزشی، اخلاقي، خانوادگي) اخبار شخصی عکس های من مدارک من |
|
RSS
|